ميدوني بنيآدم اعضاي يكديگرند يعني چي؟ يعني مثلا تو جيگر مني
هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداريبسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه از ديگران کم انتظار داشته باش ساده زندگي کن دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونهزندگی کوتاه تر از اونه که وقت داشته باشی یه نفرو دو بار توش آزمایش کنی
دختره و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم

بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره
در عشق قدم نهادن، کسی را مسلم شود که با خود نباشد، و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است، هرجا که باشد جزاو رخت دیگری ننهند. هرجا که رسد سوزد و به رنگ خود گرداند... کار طالب آنست که در خود، جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است، بی عشق چگونه زندگانی؟

اگر ابربودي به انتظار اشكت مي نشستم اگر مهر بودي در پرتوات خود را گرم مي كردم اگر باد بودي چون برگ خزان خود را به دستت مي سپردم اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم از تو خورشيد با شكوهي به وجود مي آوردم تو را نسيم ملايمي مي كردم از تو خدايي بزرگ مي ساختم وتو را مي پرستيدم تا بداني فقط تو را دوست دارم
اگرمعجزه اي رخ بدهد وزمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم : مي داني چرا ؟ مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم
عاشقي را شرط تنها ناله و فرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست تا نشد رسواي عالم کس نشد استاد عشق نيم رسوا عاشق, اندر فن خود استاد نيست اي دل از حال من و بلبل چه مي پرسي برو ما دو تن شوريده را کاري بجز فرياد نيست به به از اين مجلس ملي و آزادي فکر من چه بنويسم قلم در دست کس آزاد نيست اي خدا اين مهد استبداد را ويران نما گرچه در سرتاسرش يک گوشه اي آباد نيست

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد
کاش از اول گفته بودی که تو بی مهر و وفائی عهد نا بستن از آن به که ببندی و نپائی گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول ز تو پرسند که چنین خوب چرائی عشق و درویشی و انگشت نمائی و ملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جدائی
من تو را تا آسمان ها... از زمین تا کهکشان ها دوست دارم می پرستم می ستایم من تو را همچون اهورا... همچو عطر پاک گلها دوست دارم می پرستم می ستایم
سالها بود تو را می کردم همه شب تا به سحرگاه دعا ! یاد داری که به من میدادی؟ درس آزادگی و مهر و وفا؟ همه کردند چرا من نکنم؟ وصف روی گل زیبای تو را ! تا ته دسته فرو خواهم کرد خنجر خود به گلوگاه نگاه ! تو اگر خم نشوی تو نرود قد رعنای تو از این درگاه ! 

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي .
وقتي دلت خسته شــد ، ديگر خنده معنايي ندارد ... فـقـط مي خندي تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـيـنـنـد ! وقتي دلت خسته شــد ، ديگر حتي اشکهاي شبانه هـم آرامت نمي کنند ... فـقـط گريه مي کني چون به گريه کردن عادت کرده اي ! وقتي دلت خسته شــد ، ديگر هيچ چيز آرامت نمي کند به جز دل بريدن و رفتن
مجلس طرح جريمه لباس برا خانوم ها را تصويب کرد! روسري کوتا بيست هزار تومن! مانتوي کوتاه 15 هزار تومن! شلوار کوتاه 25 هزار تومن! کفش رنگي 10 هزار تومن! از آقايوني که تصميم به ازدواج دارن خواهشمند است قبل از ازدواج عدم خلافي همسر خود را بگيرند
سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت رو از دست بدی نه به خاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی

اگر ليلي به مجنون داده ميشد دل هيچ عاشقي رسوا نميشد
وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني
اگه با تو بودن اشتباهه اگه تو رو خواستن اشتباهه اگه عاشق تو بودن اشتباهه اگه برای تو مردن اشتباهه پس تو قشنگ ترین اشتباه زندگیمی اگر دل سپردن به تو خطاست به تكرار باريدن باران خطا ميكنم
داستان عشق من و تو مثل بازي شطرنجي بود که تو شاه بودي و من سرباز سادهي پياده که احمقانه سعي در وزير شدن داشت
هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

هرگز در زندگي اخم نکن چون ممکنه يه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه
پرسيد: بخاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دلم ميخواست با تمام وجودم داد بزنم " بخاطر تو" بهش گفتم بخاطر هيچ کس. پرسيد: پس بخاطر چه زنده هستي ؟ با اينکه دلم فرياد مي زد "بخاطر تو" با يک بغض غمگين گفتم: به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم: تو به خاطر چه زنده هستي؟ در حاليکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: به خاطر کسي که به خاطر هيچ زنده است
اگر کسی ديونت بود ..عاشقش باش . اگر عاشقت بود دوستش داشته باش .. اگر دوستت داشت به اون علاقه نشون بده .. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يک لبخند بزن .. اين طوری اگه يک وقتخسته شد و یک پله جاماندتازه میشين مثل هم
سقوط شيرين است وقتي که مقصد دل تو باشد

معرفت را بايد از آفتابگردان ياد گرفت .خورشيد غروب كرد و آفتابگردان خورشيد رادر آسمان جستجو ميكرد ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردان سرش را به زير انداخت و گفت گلها هرگز خيانت نمي كنند
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست!... حداقل از رو ويبره درش بيار تا ايققدر دلمو نلرزونه
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

دارم شبي عاشق شوي/ آرزو دارم بفهمي درد را/ تلخي برخوردهاي سرد را/ مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني/ مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني/ مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني